36.زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.
یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه‌اى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند.
یکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد.
فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠٦ نو جلوى پارکینگ خانه داماد بود و روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠٦ نو هدیه گرفت که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخرى رسید.
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.
امّا داماد از جایش تکان نخورد.
او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم.
همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.
فردا صبح یک ماشین بى‌ام‌و کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد سوم بود که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت»


مادر هوشنگ وارد اتاق مهمانخانه شد وبه پسرش گفت:آفرین هوشنگ كه پوست تخمه ها را

روی زمین نریختی ، بگو ببینم كجا ریختی؟

هوشنگ در حالی كه مهمان بغل دستی را نشان می داد گفت: تو جیب این آقا!


حسن آقا: احمد نظرت درمورد دیانت پرویز كه به خواستگاری دخترم آمد،چیست؟

احمدآقا: والله من نماز خواندنش را ندیده ام،اما روزه خوردنش را دیده ام!


آموزگار:راستش را بگو ، چه كسی مشقهای تو را نوشته است؟

دانش آموز: پدرم !

آموزگار: تنهای تنها ؟!

دانش آموز: نه پدرم تنبل است، من هم كمكش كردم!!


خسیسه به مهمونش میگه:اگه گرسنه ای مرغ هست!بگم تخم كنه؟!


دو تا لره میرن جهنم بعد از 2 روز میان . می گن:چه خبر ؟

می گن:بعد از 2 روز بالاخره خاموشش كردیم.


 یه معتاد 2 تا سیگار تو دهنش گرفته بود داشت میکشید ازش میپرسن چرا 2 تا سیگار می کشی؟

میگه:یکی واسه خودم یکی هم از طرف دوستم که زندونه.

بعد ازیه مدتی میبینن همون معتاد یه دونه سیگار میکشه بهش میگن حتماً دوستت اززندان آزاد شده.

میگه : نه خودم ترک کردم.


خسیسه آب معدنی میخره به زنش میگه:یه كم آب بهش اضافه كن خیلی غلیضه!!!

 

به خنگول میگن: چرا با ماشینت داری هی دور میدان میچرخی؟

با فریاد می گه : راهنمام گیر كرده .چكار كنم!


پلیس راهنمایی در جلسه امتحان رانندگی از خنگول می پرسه : اگه یه روز با ماشینت در برف گیر

كنی و زنجیر نداشته باشی،چیكار میكنی؟

خنگول بلافاصله جواب میده:طناب می زنم.


وقتی زنت خونه نیست چه کار میکنی؟

استراحت.

وقتی هست چی ؟

استقامت.
 

خنگول وارد كابین خلبان می شود و می گوید: زود برو خارج.

خلبان نگاهی به او می كند و می گوید: تو كه اسلحه نداری.

خنگول می گوید:خاك برسرتون،شما همیشه باید زور بالای سرتون باشه،با زبون خوش نمی تونی برید؟


به غضنفر میگن دخترت رو به کی شوهر دادی؟

میگه: غریبه نیست دامادمه.
 

یه خسیسه تو خواب میبینه به فقیری 1000تومان داده وقتی بلند میشه میگه: عجب کابوسی بود.
 

مرغ وخروسی باهم میرن مغازه مواد پروتئینی.

خروسه میگه:ببخشین یک کیلو تخم مرغ بدین.

فروشنده بهش میگه:بابا شما دیگه چرا؟

مرغه با حجالت میگه : آخه ما هنوز نامزدیم.
 

ماره میره توی حمام زنونه همه جیغ می زنن. میگه: خواهرا نترسین منم کبری.
 

طرف می خواسته وصیت کنه که من مردم یه میلیون خرجم کنین، وقتی میمیره پسراش یه میلیون خر جمع میکنن.
 

فیل و مورچه با هم ازدواج میکنن فیل میمیره .

مورچه میگه: بدبخت شدم حالا باید  تا آخر عمر براش قبر بکنم.
 

به یک خسیس شوخ طبعی میگن : از مسا فرت چی آوردی؟

میگه : تشریف.
 

ساده لوحه شب خواب می بینه آدم کشته، صبح میره خودشو تحویل کلانتری میده.